یکی از روش های موثر در بهبود و ارتقاء زنان در جامعه این است که در برنامه های توسعه به نیازها و شرایط پیشرفت آن ها توجه شود. از آنجا که برنامه های توسعه به منظور چگونگی گذر از وضعیت موجود به وضعیت مطلوب طراحی می شوند، در این برنامه ها زنان به عنوان نیمی از جمعیت، باید مورد توجه قرار گیرند، نخبگان آنان به نوعی در تدوین برنامه ها مشارکت داشته باشند، بنابراین می توان گفت مشارکت زنان برای دستیابی به توسعه و پیشرفت ضروری می باشد.

طرح مساله نقش زنان در توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی، از نظر تاریخی به تحولات بعد از جنگ جهانی دوم باز می گردد. از آن زمان تا کنون، رهیافت های متفاوتی برای تعریف محتوای برنامه های آن در مقاطع تاریخی مختلف بیان شده است که می توان آن را در سه خش کلی مطرح نمود:

۱ – نظریات رفاه، برابری و فقرزدایی

۲ – نظریه کارآیی

۳ – نظریه توانمندسازی

اولین توجه و کمک مستقیم به زنان، پس از جنگ جهانی دوم در اروپا بود. این امر با پرداختن به مقوله رفاه زنان صورت گرفت. در این برهه از آنجا که با توجه به کشته شدن تعداد زیادی از مردان در طول جنگ جهانی، تعداد خانواد ههای تک سرپرست ) و دارای سرپرست زن( رو به افزایش بود، دولت های مختلف تصمیم گرفتند تا با کمک اقتصادی مستقیم به این زنان سرپرست خانوار، خانواد هها را از این کم کها بهره مند کنند، بنابراین می توان گفت محور کمک ها خانواده بوده است نه زنان.

اما بازنگری نظریه های توسعه در دهه ۷۰ میلادی پژوهشگران را به سوی نظریه برابری جنسیتی سوق داد که براساس آن با آنکه زنان مشارکت کنندگان فعالی بودند، اما با توجه به نوع محصول آنها که عمدتا در بخش کشاورزی بوده و به عنوان نیروی کار خانوادگی محسوب می شوند که مزد دریافت نمی کردند، در پروژه های توسعه منظور نمی شدند. بنابراین این فرضیه مطرح شد که باید فرص تهای برابر شغلی برای زنان و مردان ایجاد و زنان از طریق ورود به بازار اشتغال وارد فرآیند توسعه شوند.

در رویکرد فقرزدایی نیز، تاکید ویژه ای بر رفع نابرابری جنسیتی در میان فقرا صورت گرفت. به عبارت دیگر با توجه به آنکه معمولا در مناطق ب هشدت توسعه نیافته و فقیرنشین، نابرابری جنسیتی شدیدتر است، نگرشی مطرح شد که به موجب آن زنان کشورهای جهان سوم، به عنوان فقیر ترین فقرا محسوب می شدند.

طبق این نظریه، فقر زنان نتیجه دسترسی نداشتن به تملک زمین، سرمایه و تبعیض موجود در بازار کار است و در نتیجه ایجاد بسترهای حقوقی و اجتماعی، مساله ای کلیدی برای به مفهوم تلاش برای » توانمند سازی زنان « فقرزدایی زنان به حساب می آید. در نهایت رویکرد ایجاد بسترهای قانونی و نیز اجتماعی موردنیاز به منظور بهره مندی زنان از ظرفیت بالقوه برای نقش آفرینی اقتصادی و اجتماعی می باشد.

افزایش جمعیت زنان سرپرست خانوار در دهة های اخیر، همراه با طیف وسیعی از مسائل و مشکلات موضوعات اقتصادی، اجتماعی، سلامت و مهارتی، توجه بسیاری از سیاستگذاران و برنامه ریزان را به این گروه جمعیتی، معطوف داشته است. در نظام بودجه ریزی و قانونگذاری کشور و در تدوین برنامه های پنج ساله توسعه، این گروه از زنان همواره مورد توجه بوده اند.

اگرچه در سه برنامه اول توسعه، توجه به آنان جزو سیاست های اصلی نظام برنامه ریزی به شمار نمی آمد و عمدتاً به شکل حاشیه ای و تکمیلی در برنامه ها مورد ملاحظه قرار گرفته بودند، اما از برنامه چهارم توسعه به بعد رویکرد حمایتی معطوف به این گروه از زنان قوت گرفت. در برنامه پنجم توسعه ، و در قالب ماده ۲۳۰ «توجه به ابعاد معیشتی و اشتغال زنان سرپرست خانوار»  به عنوان یکی از محورهای ۱۴ گانه این ماده مورد تاکید واقع شد .

اکنون در برنامه ششم توسعه کشور، برای اولین بار موضوع “طرح جامع توانمندسازی زنان سرپرست خانوار” در بند ت ماده ۸۰ مورد تصریح و تاکید قرار گرفته و مسئولیت تدوین و اجرای آن برعهده معاونت امور زنان و خانواده ریاست جمهوری گذاشته شده است. این در حالی است که مجلس شورای اسلامی نیز مساعدت و همکاری شایستهای را در تخصیص بودجه در سال اول برنامه اعمال داشته است.

بند ت ماده ۸۰ قانون برنامه ششم توسعه کشور:

تهیه و اجرای کامل طرح جامع توانمندسازی زنان سرپرست خانوار طبق قوانین و مصوبات شورای اجتماعی تا پایان اجرای قانون برنامه توسط ریاست جمهوری  (معاونت امور زنان) با همکاری وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی و سایر نهادهای ذیربط و تایید برنامه مذکور در هیات وزیران و تصویب در مجلس شورای اسلامی و نظارت بر اجرایی شدن آن. با توجه به اینکه هدف، تعریف و محاسبه شاخص توانمندسازی برای زنان کشورهای اسلامی می باشد، نگاهی گذرا به سازمان همکاری اسلامی شده و کشورهای عضو این سازمان، مورد بررسی قرار گرفت.

شاخص توانمند سازی زنان

این شاخص نیز به صورت میانگین سه شاخصی محاسبه می شود که هر یک به نحوی بیانگر اهمیت حضور زنان در جامعه است. شاخص درصد زنان در مجلس نسبت به مردان و نسبت زنان در میان مدیران ارشد، مدیران و متخصصان و کارکنان فنی، تولید ناخالص زنان نسبت به مردان و همچنین نسبت سرانه سهم زنان و مردان از درآمد ناخالص ملی را در بر می گیرد.

منبع: وبینار آموزشی توانمند سازی زنان استان تهران

حال با توجه به موضوعات مطرح شده زنان با سرپرست و بدون سرپرست استان لرستان با فعالیت ها و توانمندی ها و قابلیت های ارزشمند خود در عرصه صنعت گردشگری چگونه ارزیابی شده است.

باتوجه به اهمیت کسب و کارهای کوچک و نقش برجسته ی گردشگری در توانمند سازی زنان روستایی ضرورت دارد که گردشگری روستایی را از دیدگاه فرصتی برای توانمندسازی زنان روستایی نگاه شود.

واقعیت موضوع این است که اقتصاد زندگی های عشایری و روستائیان توسط زنان زحمتکش در تمامی روستاهای استان لرستان می چرخد، در زمینه تولید لبنیات، کشاورزی، دامپروری، صنایع دستی از جمله گلیم، گبه، نمد و …..

و با گذشت زمان، شاهد پیشرفت زنان جامعه در زمینه صنعت گردشگری هستیم از جمله:

زنان راهنمای گردشگر

زنانی که از اساتید برجسته آموزش در زمینه های صنایع دستی و ….

زنانی که دارای کارگاه های آموزشی صنایع دستی هستند

زنانی که متخصص در زمینه های علمی، پژوهشی و فناوری هستند

طراحی سایت و تولید محتوا در صنعت گردشگری و پیشرفت سایت های الکترونیکی به جهت معرفی موثر استان محل زندگی خود

مسئولیت پذیری بخش های مهم گردشگری در ادارات مربوطه و …….